السيد جعفر السجادي

96

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ام الكتاب - آيات محكمات را ام الكتاب ناميده‌اند ، لوح محفوظ را نيز ام الكتاب گفته‌اند . « 1 » امر - عالم امرا - اين كلمه ظاهر - از قرآن مجيد اقتباس شده باشد . « 2 » ملا صدرا گويد امر در آيهء شريفهء « يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ » عبارت از وجود اشيا است فى نفسه و تدبير وجود مطلق از خداوند كه فرمود « يُدَبِّرُ الْأَمْرَ » عبارت از افاضه او است به فيض ايجادى كه عارفان نفس رحمانى نامند . ملا صدرا مىگويد محتمل است كه مراد از امر اشاره به روح انسانى باشد كه فرموده‌اند « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي . » حكما از عقل فعال عالم امر را اراده كرده‌اند كل عالم امر از ديدگاه آنان همان عقل فعال است كه همان چيزى است كه محل صور علم خداوند است يعنى لوح محفوظ كه خداوند همه امور را يعنى صور همهء امور را در آن نوشته است . امر اعلى - منظور ملا صدرا از امر اعلاى الهى فيض حق است . كه تعبيرات متعدد از آن كرده‌اند مانند عقل فعال روح ملك مقرب . « 3 » امر بين امرين - يكى از مسائل كلامى مسألهء جبر و اختيار است كه قرن‌ها مورد جرّ و بحث ارباب اديان و مذاهب بوده است . گروهى پيرو جبر مطلق و عده‌اى پيرو اختيار مطلق بوده‌اند و در اين بين گروهى پيرو حد وسط و منزلتى بين منزلتين و يا امر بين الامرين بوده‌اند يعنى بينابين . ملا صدرا در اين باب گويد : مسألهء يازدهم اعتقاد ما در مورد افعال و اعمال صادر از بندگان ( اين است كه اين افعال نه صرفا و از هر جهت صادر از آن‌ها و منسوب به آن‌ها است و وجود خدا به هيچ وجه دخالت و تأثيرى در صدور آن‌ها ندارد . چنان‌كه مفوضه و پيروان مسلك تفويض معتقدند و نه صرفا و از هر جهت صادر از خدا و منسوب به او است ، چنان‌كه اشاعره و پيروان مسلك جبر بدان معتقدند . بلكه افعال و اعمال صادر از بندگان از جهتى و به اعتبارى صادر از آن‌ها و منسوب به آن‌ها است و از جهتى و به اعتبار ديگرى صادر از خدا و منسوب به او است و اين اعتقاد بر طبق مفاد گفتار خداست در آيهء شريفه « وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » « 4 » و آيهء شريفهء « وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » « 5 » پس اى جبرى مذهب خاموش كن شعله‌هاى آتش اوهام و تخيلات واهى و باطل خود را و بدان كه فعل ( صادر از تو ) به علت مباشرت و ارتكاب تو و به علت قيام فعل به وجود تو از اين جهت صادر از تو و منسوب به تو است ( نه صادر از خدا و منسوب به او ) و اى قدرى مذهب تو نيز خاطر پر جوش و خروش خود را ساكت و آرام بدار ( و انديشهء خود را به اوهام و اباطيل مصروف مدار ) و بدان كه فعل صادر از تو از آن جهت كه تو ، تويى از تو مسلوب و منتفى و منسوب به خدا است زيرا اصل وجود تو در صورتى كه قطع نظر از ارتباط و افتقار او به خدا شود باطل و معدوم خواهد بود ؛ و همچنين فعل و عمل صادر از تو اگر قطع نظر از ارتباط و افتقار وجود تو به خدا شود باطل و معدوم خواهد بود . زيرا وجود هر فعلى متقوم و وابسته به وجود فاعل او است ( و قطع نظر از ارتباط وجود فاعل فعل به وجود مقوم او كه موجب عدم و بطلان او است نيز مستلزم عدم و

--> ( 1 ) تفسير سورهء جمعه ، ملا صدرا ، ص 205 . ( 2 ) تفسير ملا صدرا ، ج 6 ، صص 42 - 44 و 146 . ( 3 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ص 117 . ( 4 ) انفال / 17 . ( 5 ) انسان / 30 .